عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
عجب عید پرباری بود.اصلا من دچار خود پربار بینی شدم.تیله بازی می کردم بهتر بود...
--------------------------------------------
در آسمان اگرچه که سوسو نمی زند چشمت ستاره است...ببین مو نمیزند
--------------------------------------------
این روزا ویل دورانت و افلاطون وسقراط مهمونمون هستن.ازبرکلی هیچی نفهمیدم.اما قلم ویل دورانت چیز دیگه اییه.مقایسه میکنه...تلویحی رد یا تایید می کنه...شک...نتیجه گیری
-------------------------------------------
بعد ازیک ماه و چند روز می رم کلاس...نه اسم درس یادمه نه قیافه استاد...مطالعه ی سر کلاس هم شمس لنگرودیه که هیچ ربطی به کامپایلر نداره...اینجا تیمارستان است؟
-------------------------------------------
چون شانه هرکه دو روی است و صد زبان بر فرق خویش جای دهندش به سروری
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:43  توسط مسعود زارع مهرجردي
|