تبليغاتX
شبهای روشن
سه شنبه سوم آبان 1384
گاهى چنان بدم كه مبادا ببينيم
حتى اگر به ديده رؤيا ببينيم
من صورتم كه به شعرم شبيه نيست
بر اين گمان مباش كه زيبا ببينيم
شاعر شنيدنى ست ولى ميل توست
آماده اى كه بشنوى ام يا ببينيم
اين واژه ها صراحت تنهايى من اند
با اين همه مخواه كه تنها ببينيم
مبهوت مى شوى اگر از روزن ات شبى
بى خويش در سماع غزل ها ببينيم
يك قطره ام و گاه چنان موج مى زنم
در خود كه ناگزيرى دريا ببينيم
شب هاى شعر خوانى من بى فروغ نيست
اما تو با چراغ بيا تا ببينيم
                                          بهمنی

....................................................

ما کماکان کر هستیم.رسما ۵۰ درصد حرفا رو نمیشنویم.اون ۵۰ درصد بقیه رو هم بی خیال میشیم.

فکر کنم بهتره برم تو فکر تیپ جدید...سمعک پیرمردی...عینک ته استکانی با نخ گردن...پالتو چرمی پاره...

....................................................

امروز تولد چش خوشکل بید.ما از خودمون تبریک در وکنیم.

ای قشنگ.ای باقلوا.ای فندک.ای پیراشکی...تولدت مبارک

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:48  توسط مسعود زارع مهرجردي  |