عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
صداي خالتورين هم تسلي بخش است
مثل كودكي كه
به يقه اش
خاك سرد گور مادر بزرگ ميريزند...
پ ن :وقتي مادربزرگي به رحمت خدا بره براي اينكه نوه ي كوچك به نوعي بتونه دل بكنه رسمه كه يك مشت از خاك قبر رو ميريزن پشت گردنش...خالتورين هم كه تكليفش معلومه...
.................................................
تا حالا توي دماي بالاي ۵۰ بارون ديدين؟...ديدين؟...خيلي نامردين.من كه نديده بودم.اونم توي مرداد.اونم تو ولايت ما كه تو زمستون هم بارون نمياد.
.................................................
يه سوال
چطور ممكنه يك خصوصيت از نظر يك نفر منفي باشد و از نظر يك نفر ديگه مثبت؟يا چگونه يك خصوصيت حسن است در حالي كه عیب است؟
توضيح:اين سوال چند روزه تو ذهن منه همين.جنبه هاي انساني داره نه فلسفي.هيچ ربطي هم به احمدي نژاد نداره.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:5  توسط مسعود زارع مهرجردي
|