تبليغاتX
شبهای روشن
سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1383

پرندگان همه خيس اند

 و گفتگويي از پريدن نيست

در سرزمين ما

               پرندگان همه خيس اند

در سرزميني كه عشق كاغذي است

انتظار معجزه را بعيد مي دانم.

                                            خسرو گلسرخی

.....................................................

اِموَیَلَ...یَموَیِلُ...اِموِیال...

انقطع...ینقطع...انقطاع...

یعنی موبایلمان قطع شد.و ما بسیار غصه مندیم.

..................................................

اینروزها یاور خونه تکونی استاده.و ما برای فرار از این توفیق اجباری هنوز به دانشگاه میرویم.

..................................................

امشب 4 شنبه را سور می کنیم.

پلیس ولایت ما گفته هرکس که عاملین فروش ترقه و سیگارت را معرفی کند مژدگانی دریافت خواهد کرد.لازم به ذکر است که در ولایت ما تقریبا تمام بقالها،چقالها،کوپن فروشها،پیتزایی ها،کافی شاپ ها،کافی نت ها،کافی میکس ها(احتمالا مرکز میکس و تدوین قهوه است)و...در اینروزها به این امر مقدس اشتغال دارند.

اما با این حال ما به جای مژدگانی در فکر آن چند بسته ترقه ای هستیم که هنوز تهیه نکرده ایم.

.................................................

خانم  مینو صابری هم از جمع وبلاگ نویسان خداحافظی کرد.شاعری که شخصا هیچ سابقه ی قبلی از او سراغ ندارم.اما همینقدر میدانم که از معدود شاعران وبلاگ نویسی است که اشعاری چنین قوی را میسازد.که...نمیسازد و واقعا می سراید.مینو چنان زنانه هایش را میسراید که فروغ....صراحت لهجه ی عجیبی دارد.بدرستی روابط دخترانه را آنگونه که خود هست تصویر میکند.مخاطب معمول اشعار مینو مردیست که به طرز ماهرانه ای در ردیفها جا خشک کرده(البته در بعضی از اشعار) و تقریبا عشق یا دوری از او است که شعر را درونمایه میبخشد.البته هرگز نمیتوان از چارپاره های احساس برانگیزش چشم پوشید.مینو از چیزی رنجیده است.این را شعرهایش جار میزنند. و اینرا میتوان نوعی نگاه نو به عشق تلقی کرد....

حالا هم خداحافظی سخت و سکوت ممتد او چند روزی است که ناراحت کننده است.

يادش به خير، آن روز ها...

من ( شما ) بودم . . . !

تو ( شما ) بودی . . . !

ولی امروز . . .

هيچکس ( شما ) نمی شود !

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:33  توسط مسعود زارع مهرجردي  |