تبليغاتX
شبهای روشن
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386

بزن بريز رها كن رها دو تاس دوباره

برس به اول اين راه پر هراس دوباره

 

" ببند چشاتو پسر جون براي پونصدمين بار

دوباره بازي از اول دو تك دو آس دوباره"

 

غروب اول آبان دو از زمانه بريده

دو صندلي؛ و من و تو دو ناشناس دوباره

 

و من كيم؟ تن مردي كه مي رود كه نباشد

شبيه خانه به دوشان آس و پاس دوباره

 

همان غروب همان جا  همان ستاره ي قطبي

همان نگاه همان صورت و لباس دوباره

 

و گل و دست كه دارد ستاره مي شود اينجا

و عشق هاي قديمي در اقتباس دوباره

 

"آقا همينجا نيگر دار منو نذار كه جلوتر...

برم نذار كه مي ترسم  نشم خلاص دوباره"

 

و باز حرف بريدن - تماس سنگ و بركه

و ماه درهم و برهم در انعكاس دوباره-

 

كه بازي نرسيدن شروع مي شود اينجا

و مي رسم به ته خط براين اساس دوباره

 

"چي شد؟دوباره بريدي؟" دوباره بازي از اول

بزن بريز رها كن رها دو تاس دوباره

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:11  توسط مسعود زارع مهرجردي  |