عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
از آسمان؛باران صدفهاي سياه مي بارد
من مرده ام
و كسي برايم شعر مي خواند..............
(تكه اي از شعري كه كاغذش گم شده)
-------------------------------
بابك بيات رفت.
سمانه ناييني را مي خواستند ببرند اما نرفت!
ناصر عبداللهي مي خواست برود اما نبردند!!
من را نه كسي مي خواست ببرد نه مي خواستم بروم(فعلا)
--------------------------------
آهنگ وبلاگ عوض شده.اينا براي كساني كه نفهميدند گفتم.
--------------------------------
آقاي احمدي نژاد عزيزم ۴ شنبه به شهر ما ميايند.از تني چند از دوستانمان دعوت شده براي ستاد استقبال.از ما هم دعوت شده براي يك اردوي چند روزه خارج از استان تا شر درست نشود.
--------------------------------
خيلي خوب است كه تعداد قابل توجهي از دوستان ما كامنت را شفاهي ارائه مي كنند.
نهايتا با اس ام اس...
-------------------------------
برف ميايد.ما جنبه نداريم...
-------------------------------
گاهي وقتها يادم نمي ماند كه رستاخيز كلمات كار من نيست
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:24  توسط مسعود زارع مهرجردي
|
