عکس من برعکس من آسوده از رنج و غم است
خوش نشسته در میان قاب و جایش محکم است
او قناعت کرده بر یک قاب ناقابل ولی
هستی عالم به من بخشند اگر گویم کم است
?
یک سال دیگر هم از آن روز(شب) عجیب گذشت.
بوی ۱۸ تیر هرچند خفیف یازهم در شبهای ۳۰ خرداد به مشام می رسد.
آقا معرکه نگیر.پراکنده بشوید.
ما را که بستن مژه باشد دلیل هوش
چشم گشاده آیینه ی خواب غفلت است
عمری است که دل به غفلت خود گریه می کند
این نامه ی سیاه عجب ابر رحمت است...
اسم شاعر یادم نیست!!!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:9  توسط مسعود زارع مهرجردي
|