چیزیم نیست
دارم دنبال یه چیزی میگردم اما پیدا نمی کنم.
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدارا با که این بازی توان کرد
کم کم پیدا میشم...
چیزیم نیست

زندگي كردن من مردن تدريجي بود....
( ۵۷ خط - هر خط به نشانه ی ۲۴ ساعت خیلی خیلی خیلی طولانی...)
بعد از خستگی سرباز شدن می خواستم روزی را نفس بدون نظام بکشم.آخ که تمام خستگی در وجودم ماسید وقتی که شنیدم قیصر امین پور دیگر نیست.
چشم باز مي كني؛مي بيني تمام هستي ات تنها يك كد مسخره در چشمان كاغذ سفيد مسخره تر است كه داد مي زند "هااااااااايييييييييييييي فلاني از اين به بعد تو سرباز مابين الاسطورتين هستي" .نه دستت به تخت جمشيد مي رسد نه به حافظ.جايي بين مرودشت و شيراز.....زندگي شايد همين باشد.
////////////////////////
يك ماه با ۲۵ فيلم.اين حتما ركورد است.فيلم هاي درجه دوي ايراني تا فيلمهاي كلاسيك فرنگي.از كافه ستاره تا ربه كا
/////////////////////////
اتاق تاريكم را دوست دارم.از اينكه لم بدهم و تا دلم مي خواهد فكر كنم.فقط چراغ كوچك بالاسر جغدم را دوست دارم.جغد جامانده از رابطه اي كه چراغ بالاسرش دارد خاموش مي شود.اين اتاق روزهاي سردي را بدون من تجربه خواهد كرد.با ميز ميانش كه هرچه نقشه داشتم پشت همين ميز کشيدم و هر چه نداشتم را پشت سرم گرفتند.(پلي نيست.پشتي ها خراب شدند و روبروييها را سستي سخت فراگرفته)پرده هاي بنفش را در شب اتاقم دوست دارم.چون شيشه هاي زشت رنگي را - كه هنوز هم زن همسايه ي پشتي از آن پيدا است - را مي پوشاند.او هم مثل من نگاه كنجكاوانه اش را از لاي پرده هاي زمخت بنفش به موهاي كم پشت سر به هوايم مي اندازد.نوار كاست هايم را دوست دارم.همينطور نوارهاي پدرم را كه حالا مال من است.هنوز هم دوست دارم بنزين بي زبان را به خاطرشان دود کنم. كتابخانه ام بدون من حوصله اش سرخواهد رفت.همان كتابخانه ي عزيز.(آخرش موفق شدم بین تفسیرهای ۴۰ - ۵۰ جلدی قرآن جایی هم برای کامو و هدايت باز کنم).باید آرام باشم.دوست داشتنی هایم را در تاریکی رها می کنم.همیشه همینجوری است.در تاریکی با اینکه نمی بینمشان اما دوستشان دارم.دوست دارم ميان همين اتاق، درخت بشوم. آنقدر ريشه دارم كه دختر مو وزوزي همسايه را تاب بدهم.و آنقدر شاخه هاي بلند دارم كه انگورهاي حياط همسايه ي پشتي - كه هنوز هم زنش از شيشه هاي رنگي پيدا است - را بدزدم.من درختم .بله.خواهی نخواهی درختم.با گذشته ای خاک و آینده ای خاکستر.
////////////////
این بود انشای پاییزی من که بصورت زنده نگاشته شد.
آرزوي خواب:
بايد سر راحت به زمين بگذارم
بايد سر راحت به زمين بگذارم
از دست ترانه ها نجاتم بدهيد
شايد سر راحت به زمين بگذارم...
----------------------------------------------------
اين چند روز مسافرت بودم و اصلا نمي دانستم چه خبر است.حالا كه نيمه شبي زمستاني است و تازه رسيدنم را نفس مي كشم دست جواد شيرعليزاده عزيز من را به ورطه ي ۵ تاييهاي يلدايي مي كشد...
ادامه مطلب
از آسمان؛باران صدفهاي سياه مي بارد
من مرده ام
و كسي برايم شعر مي خواند..............
(تكه اي از شعري كه كاغذش گم شده)
-------------------------------
بابك بيات رفت.
سمانه ناييني را مي خواستند ببرند اما نرفت!
ناصر عبداللهي مي خواست برود اما نبردند!!
من را نه كسي مي خواست ببرد نه مي خواستم بروم(فعلا)
--------------------------------
آهنگ وبلاگ عوض شده.اينا براي كساني كه نفهميدند گفتم.
--------------------------------
آقاي احمدي نژاد عزيزم ۴ شنبه به شهر ما ميايند.از تني چند از دوستانمان دعوت شده براي ستاد استقبال.از ما هم دعوت شده براي يك اردوي چند روزه خارج از استان تا شر درست نشود.
--------------------------------
خيلي خوب است كه تعداد قابل توجهي از دوستان ما كامنت را شفاهي ارائه مي كنند.
نهايتا با اس ام اس...
-------------------------------
برف ميايد.ما جنبه نداريم...
-------------------------------
گاهي وقتها يادم نمي ماند كه رستاخيز كلمات كار من نيست
واژه هاي اين خانه چندان هم نسوز نيست...
یک سال دیگر هم از آن روز(شب) عجیب گذشت.
بوی ۱۸ تیر هرچند خفیف یازهم در شبهای ۳۰ خرداد به مشام می رسد.
آقا معرکه نگیر.پراکنده بشوید.
ما را که بستن مژه باشد دلیل هوش
چشم گشاده آیینه ی خواب غفلت است
عمری است که دل به غفلت خود گریه می کند
این نامه ی سیاه عجب ابر رحمت است...
اسم شاعر یادم نیست!!!
همی گویم و گفته ام بارها که آرژانتین پای فینال می باشند.ایشان امروز با ۶ گل زهر چشمی اساسی از دنیا گرفتند.لازم به ذکر است ما تعداد پاسهای منجر به گل دوم را شمردیم.
۲۱
و این یعنی همه چیز...
ضمنا زنده باد مارادونا
به نظرم هیچی جام جهانی نمیشه.تیم هم هیچی مثل آرژانتین نمیشه.البته با حفظ عرق ناسیونالیستی...
-----------------------------
من هیچوقت تو درس هیچی نمیشم...تو هیچی هیچی نمیشم
-----------------------------
از اینکه پشت سرم حرف بزنن بدم میاد
-----------------------------
یک نفر دیشب دل و روده ی آرشیو رو زیر و رو کرده...
------------------------------
بازی ایران و مکزیک ۲-۱ میشه.اما به نفع کی نمیدونم!!!
------------------------------
این ترانه هایی که برای جام جهانی سروده شده اغلب بسیار نامفهومه.همه می خوان حماسی کار کنن.حتی شعر شاهکار هم چندان شاهکار نبود.حیف اون آهنگ و خواننده که این شعر رو خوند.تاجیک...نیما نکیسا...نچ...برو بریم آرش...
------------------------------
این شعر جالب بود.
------------------------------
درسم نمیاد...خوابم نمیاد...خندم نمیاد...گریه م نمیاد...
-----------------------------
حیف که حافظ گفته:
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
وگرنه....
-------------------------------
والسلام...



