برايت پیراهنی از باران سفارش داده ام
نگاهت را اتو زده ام
و در كيف قهوه اي ات
يك مشت صداي كفترچاهي گذاشته ام
يادت نرود قرص خوابت را ببري
وگرنه خواب آرامش را نخواهي ديد
عميقا به افقهايت دلبسته بودم
حيف كه آسمانها
روزهايي را به مرخصي استمراري مي روند...
وقت رفتن پرانتز را نبند
كه در گلويش نقطه چيني گير كرده است
پرانتز باز
دوستت دارم
پرانتز بسته
پ نون:
*۴ سال گذشت شبهای روشن به سال پنجم رسید .تولدش مبارک.
**برنامه نود بازهم پخش شد تا ما بازهم بتوانیم تلویزیون ببینیم.سلام دکتر رضایی پور
***شاعر توانای همروزگارمان آقای قدیریان و پسرشان در سوگ پدر و پدربزرگ نشسته اند.
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 10:4 توسط مسعود زارع مهرجردي|
|



