تبليغاتX
شبهای روشن
شنبه چهارم فروردین 1386

 

سال نو مبارك

 

 

اي فارغ از قضا و قدرها خيالتان

دل برده ايد از كف ما خوش به حالتان

حالا تمام فكر و خيالم بر اين شده

فكرو خيال محض شوم در خيالتان

با اين همه كلام و قلمها چه كرده ايد

اين سيل رستخيز زبان در قبالتان...

گاهي به لكنت است  و گاهي به انسجام

هر نوبتي كه فعل شود انفعالتان

حالا كه شوكران مرا سر كشيده ايد

حالا كه شعر مانده و فنجان و فالتان

حالا كه هركسي كه به نامي قلندر است

تن شسته در سراب نگاه زلالتان

حالا كه باز گم شده راهي بنام شب

در خرمنی هميشه فراسوي شالتان

...اينك خداي كعبه ی تنهاييم شديد

جانمايه ي تمام غزلها حلالتان

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:51  توسط مسعود زارع مهرجردي  |