كعبه خود سنگ نشاني است كه ره گم نشود
حاجي احرام دگر بند ببين يار كجاست
فردای منی ای همه ديروز من از تو
ای آنکه دو چندان شده تقديس زن از تو
روزی که خدا باز مرا زنده بخواهد
بايد بدمد در دهنم يک دهن از تو
در جسم تو جاری شده از روح خدايان
يا وام گرفتند خدايان بدن از تو
والاتر از آنی که در اين شعر بگنجی
کوچکتر از آنم که بگويم سخن از تو
سر سبز ترين فصل در اين زردی پاييز
بگذار بپوشد غزلم پيرهن از تو
ما را چه به کار غزل مولوی و شمس؟
افتاد در اين شعر ت تن تن ت تن از تو
بزم جالبی بود.حسین حاجی هاشمی و دوستش که اسمش یادم نیست از شعرای اصفهانی هستند.شبی با آنها سر کردن الحق طبع شعرم را قلقلک می دهد.حافظه ی آنها من را به یاد کمد اقای ووپی انداخت.حافظه ای تمام ناشدنی ، شلوغ نا مرتب.علی عزیز هم حال مضاعف به ما تزریق میکرد.
تمام شد و گذشت.
.........................
داره بارون میاد...بند هم نمیاد...شیشه ی پنجره را باران شست...
شباي هارلم و بگيرم
بپيچونم دورت
چراغاي وينگيلشو کلا کنم برات
مي تونستم امشب
ماشيناي گنده خيابون لنوکسو
تاکسيا و قطاراشو
واسونم
که صدا صداي تو باشه همش
ميتونستم امشب
صداي تپ تپ نفساي هارلمو فروش کنم
تو گرام
بگم بچرخه
همينجور بچرخه و باز بچرخه
و باش
با تو بچرخم
تا صب
سياي دختروي کوچه هاي هارلم
لنگستون هيوز
سلام.من هنوز زنده ام.این چند روز رو تماما برای خودم بودم.البته این به قیمت افتادن از درس آزمایشگاه!!! تموم شد...
......................
اینجا رو بخونین.داریوش کاردان در مورد شبهای برره حرف زده.به نظرم ایشون بهتره چند ساعتی برن توی خیابونهای تهران قدم بزنند.شاید حالشون بهتر بشه.
من "قهوه و سیگار" جیم جارموش می خوام.
مث يه شعله درخشيد تو شب خالي و خونسرد
اين عجيبه ولي انگار يه نفر باورمون كرد
يه نفر كه آسمونو به دل آينه بخشيد
دلشو شكستيم اما از گلايهمون نرنجيد
شب لبخند و گل و ترانههاي شكلاتي
شب مردي شب مردي با عباي شكلاتي
هنوزم بودن با تو برامون يه اتفاقه
عكس تو اگرچه كهنهاس روي ديوار اتاقه
تو نجيب و مهربوني بيا مهربونترين باش
دستكم فقط يه ذره چلچراغيتر از اين باش
شب لبخند و گل و ترانههاي شكلاتي
شب مردي، شب مردي، با عباي شكلاتي
ترانه از نيلوفر لاري پور براي خاتمي در شب يلدا



